تبلیغات
مجموعه تولید و پرورش نهال زردادی - دانستنی های عمومی در زمینۀ درختان مینیاتوری (بونسای):
مجموعه تولید و پرورش نهال زردادی
تولید تهال-پیوند زنی-تكثیر نهال-گلخانه ای-انواع كاج سوزنی-توپی-نهال میوه و تزئینی كلی و جزئی

دانستنی های عمومی در زمینۀ درختان مینیاتوری (بونسای):


روح طبیعت

جوهرۀ هنر بونسای «بیدار کردن روح طبیعت» است. چه نقاطی از طبیعت را بیشتر از هر جای دیگر دوست دارید؟ زیر درخت گیلاسی که تازه شکوفه کرده؟ جنگلی پر از درخت و پوشیده از خزه؟ سراشیبی های کوهستانی پر از درخت های خاردار؟

بونسای، شما را به محل دلخواهتان می برد.

در ابتدا به شما آموزش می دهیم که از طبیعت الهام بگیرید. سپس روش های عملی برای این هنر زیبا را برای شما ارائه خواهیم داد.

بدون شک شما در اوّلین برخورد با چنین موجودی دچار تعجب و شگفتی خواهید شد. تصوّر کنید در مقابل شما درختی با 50 و حتی 200 سال عمر با تمام زیبایی ها و خصوصیات طبیعی اش، درون یک گلدان و به ارتفاع 30 سانتیمتر خودنمایی کند!!

بیشتر افراد در همان لحظۀ نخست دست به کار می شوند و تصمیم می گیرند که شروع کنند چون هیچ کس نمی تواند در مقابل این هنر زیبا و اعجاب انگیز مقاومت کند.

داشتن یک "بونسای" آنقدرها هم که به نظر می رسد مشکل نخواهد بود و تمام آن چه که نیاز دارید، دانش کمی از باغبانی عمومی است. مانند قلمه زدن و هرس کردن و مراقبت از درختان واقعی.

اگر آن ها را که گفتم بلد باشید، به جز صبر و حوصله دیگر به چیزی نیاز ندارید و می توانید شروع کنید.

راستی اکثر درختانی که شما آن ها را در این هنر 50 ساله و بیشتر می بینید، آنقدر هم پیر نیستند.

 

اگر بخواهم بونسای را به زبان ساده تعریف کنم، باید گفت بونسای درخت کوچک شده ای است که در حال رشد در یک سینی است. "بون" در زبان ژاپنی به معنای ظرف یا سینی و "سای" به معنای کاشتن است و در کل این لغت به معنای کاشتن در سینی خواهد بود.

بونسای نیز مانند هنرهایی مثل "ایکه بانا" که هنر آرایش گل ها است، هنری است که هم در کشور خودش و هم در سراسر جهان علاقمندان بسیاری دارد. شاید در ابتدا، کمی دشوار و پر زحمت باشد، امّا بی شک مانند تمام سرگرمی های اوقات فراغت، در کنار دشواریها، لذّت خاص خود را دارا خواهد بود.

بونسای از جمله سرگرمی هایی است که پس از یک دوره زحمت و تلاش، موفقیتی رضایت بخش را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

هیچ کدام از افرادی که تازه شروع به نقاشی کرده اند، انتظار ندارند که فوراً شاهکاری را خلق کنند. هنر بونسای هم همانطور است و نباید انتظاری بیش از حد واقعیت از خود داشته باشید.

امّا خوبی این هنر، دو ویژگی آن است، که همزمان با کار از آن ها لذّت خواهید برد :

یکی آن که در مدت کار شاهد رشد درخت بونسای خود هستید و نه یک درخت معمولی، بلکه درختی با 25 سانتیمتر که در طبیعت باید بیش از یک و نیم متر قد داشته باشد. درختی که در بهار شکوفه می کند و در تابستان پر از شاخ و برگ می شود و در پاییز برگهایش به رنگ های زرد و نارنجی در می آیند.

چه بخواهید و چه نخواهید، بونسای شما مانند تابلوی مونالیزا قابل تحسین خواهد بود و یک نقّاشی زنده است. هرچه در این فن بیشتر پیش می روید، برای کسب و تجربۀ ظرافت های آن بیشتر تلاش خواهید نمود و خواهید کوشید که به روشهای بهتری برای رسیدن به روش های مطلوب تر دست پیدا کنید و هنگامی که کار شما به سرانجام می رسد، همگان از اینکه شما درختی با تمام خصوصیات طبیعی اش را در یک سینی پرورش داده اید حیرت زده می شوند.

ریشه های هنر بونسای در ژاپن

ظاهراً ستایش زیبایی طبیعت، در ژاپن یک گرایش ملّی است و کافی است که به آرامش عجیب باغ های آن ها فکر کنید و یا به هنر "ایکه بانا" که در آن گل ها را به طرز عجیبی تزیین می کنند و یا کافی است در نقاشی های آن ها به سبک "سو" که بسیار اصیل و پر طرفدار است دقت کنیم.  

چون ژاپن کشور پر جمعیتی است، دارای خشكی كم است و ظاهراً همیشه همینطور بوده، باغبان ها فضای کمی برای کار و فعّالیت داشته اند. بدین ترتیب آن ها تلاش کرده اند که جوهرۀ طبیعی باغ ها را بدون  آنکه از طبیعت کپی برداری کنند، در فضاهای کم به دست آورند. یک باغ درخت ژاپنی، در فضایی کم، ممکن است همان تصور حضور در مرکز یک جنگل عظیم را به بیننده القا نماید، یا مثلاً در منزلی در توکیو که تنها با دیواری از خیابان جدا شده؛ ممکن است آرامش و صفای یک بیشۀ کوهستانی را داشته باشد. شاید به دلیل همین فضای کمی که بر اثر زیادی جمعیت نصیب عوام می شده، هنرمندان علاقه مند به طبیعت در ژاپن بیشتر به جزئییات درختان و گیاهان دقت می کردند تا به چشم انداز و مناظر وسیع و بزرگ.

 

تاریخ نخستین بونسای مشخص نیست، هرچند بر اساس برخی اسناد منشأ آن به چین امروزی و در بیش از 1600 سال پیش برمی گردد. تنها مدرک موجود در بارۀ بونسای، یک نقاشی دیواری ژاپنی است که درخت کوچک شده ای را در یک ظرف سرامیکی نشان می دهد.

"آریستوکراتها"ی اوّلیۀ ژاپنی، علاقۀ بسیاری به این گونه های غیر معمولی گیاهی داشته اند. در واقع آن دسته از درختانی که در شرایط طبیعی به این شکل عجیب و غریب و خیال انگیز در می آمدند و رشد طبیعی نمی کردند و کوچک می ماندند، از ارزش بالایی برخوردار بودند. این گونه درختان از سراسر ژاپن جمع می شدند.
داستان های قدیمی و جالبی در بارۀ مردانی گفته می شود که کارشان جمع آوری این درختان بوده است. این داستان ها از شرایط دشواری که این مردها باید در آن گام می گذاشتند سخن می گویند و این که اغلب مجبور می شدند به دیوارۀ سخره هایی که این درختان در آنجاها یافت می شوند آویزان می شدند و به دلیل کمیاب بودن و سختی پیدا کردن این درختان، آن ها بسیار گرانبها بودند.

امروزه هم در نظر علاقه مندان به بونسای، درختانی که در شرایط طبیعی کوچک مانده اند بیشتر ارزشمند هستند تا آن ها که در شرایط مصنوعی عادت داده شده اند.

شاید شما هم دیده باشید که درخت کاج کوچکی در شکاف یک صخرۀ گرانیتی رشد نکرده، و کوچک مانده باشد و یا یک سرو کوهی، به واسطۀ درختان بزرگی که در اطرافش هستند و یا ضعف خاک، قد نکشیده باشد. حتّی ممکن است یک سرو را دیده باشید که براثر آن که دائم در مسیر بادهای شدید قرار داشته و در ساحلی صخره ای با آب و هوای نامناسب زندگی می کرده، همچنان کوتاه قد مانده باشد.

پس از این افزایش میل و علاقه به درختانی با این خصوصیات، یافتن این درختان در طبیعت به مراتب مشکل تر شد و مشکل بزرگتر این بود که یافتن این درختان در طبیعت قسمت سادۀ قضیه بود.

گلکاران هنرمند و ظریف ژاپنی، گام بعدی را برداشتند و به طور مصنوعی به پرورش این گونه درختان نمودند.

آنچه را که امروز تحت نام بونسای می شناسید در واقع نتیجۀ قرن ها تحوّل و تغییر است. به عنوان مثال : در برخی از مقاطع زمانی، هدف اساسی این هنر، خلق اشکال غیر طبیعی، عجیب و شگفت انگیز و غیر قابل تصور بوده (یعنی در هر دوره چیز جدیدی مد می شده) و به این واسطه تجربه ای جدید به این هنر اضافه می شد .

در سال 1909 در نمایشگاهی در لندن، بونسای در معرض دید مردم مغرب زمین قرار گرفت؛ از آن به بعد علاقه به این هنر به سمت غرب کشیده شد. علاقه مندان به بونسای، برای برداشتن گام های اوّلیه در این هنر به مشکلی بر نخواهند خورد. این هنر مستلزم هزینۀ زیادی نیست، حتّی زیاد وقت شما را نمی گیرد. با این حال می توانید بونسای خود را به قیمت های گزافی بفروشید.

برای این کار نیازی هم ندارید که به ژاپن بروید، کافی است بر اساس این مقاله پیش بروید.

زیبایی بونسای با عمر درخت ارتباطی ندارد

 

شاید در نخستین برخورد، ایدۀ ارتباط بین بونسای و عمر طولانی خیلی زود به ذهن شما برسد و پیش خود بگویید که عمر آن حتماً بیش از عمر شما است. بیایید این دیدگاه را که هرچه عمر بونسای بیشتر باشد زیباتر خواهد بود را از ذهن خود بیرون کنیم. شما نباید برای دیدن درخت چنارتان تا دویستمین سال از عمرش صبر کنید.

یک درخت بونسای ممکن است 100 سال عمر داشته باشد، امّا به این مفهوم نیست که این گیاه دائماً تحت پرورش و مراقبت بوده است. البته اینطور بونسای ها هم یافت می شوند که نسل ها تحت مراقبت و نگهداری بوده اند و گنج هایی زنده به حساب می آیند، امّا اکثر بونسای هایی که واقعاً کهنسال هستند، بیشتر عمرشان را در طبیعت گذرانده اند.

سن واقعی بونسای اصلاً مهم نیست، مهم این است که چند ساله به نظر می رسد. حتماً لازم نیست که سیری طبیعی طی شود تا درخت تمام ویژگی های طبیعی را به دست آورد. امروزه دیگر بونسای هنری است که با دست بشر تحقق می پذیرد و در این مورد خاص، بشر می تواند با همکاری طبیعت، درختی را پدید آورد که فقط چند سال عمر دارد امّا ظاهرش بیش از چند صد سال را نشان می دهد.

روش های بسیاری برای ایجاد این ظاهر پیر وجود دارد که در مقالات بعدی و لینک های مرتبط در بارۀ آن توضیح داده شده است.

به طور مختصر بگویم که : کندن پوست درخت از تنه و یا شاخه ها، بیرون گذاشتن بخشی از ریشه از خاک تا به صورت چوب مرده در آید، زخمی یا سوراخ کردن تنۀ درخت و ...

درختان مخروطی همیشه سبز، از نمونه های بسیار عالی برای بونسای هستند. زیرا حتّی هنگامی که بسیار جوان هستند می توانند حس کهنسالی را القا کنند. این در مورد تمام درختان برگ ریز صادق می باشد.

طبیعت و هنر

درختان بونسای، نمونه های دقیق درختانی که در دنیای وحش رشد می کنند نیستند. به عبارت دیگر آن ها به نوعی روح (نه جسم) طبیعت و نیروی زندۀ دنیای وحش هستند، شکل های ساخته و پرداختۀ دست انسان هستند که مظهری از طبیعت خواهند بود، امّا به عکس، نمونه های معادل و کپی آنچه در واقعیت است، نمی باشند. بلکه حس هنرمند، توازن شکل و طول درخت و نیز عواملی از طبیعت، مفاهیم عمیق تر و بزرگتری را القا می کند.

نگاه کردن به بونسای، مانند آکواریوم، نوعی استراحت است. سبزی و نشاط گیاهان، آرامشی در تلاطم پیوستۀ زندگی روزمره، به تنهایی مکث کوتاهی برای هماهنگ شدن با آرامش طبیعت است.

حتّی با نگاه کردن به عکس این درختچه های زیبا نیز می توانید این حس را درک کنید.

برای این که بتوانید ذوق خود را در این زمینه ورزیده و دقیق کنید، باید درختان را در شرایط تربیت شده مورد بررسی قرار دهید. کافی است از منزل خود خارج شده و به درختان بنگرید تا دربارۀ آن ها بیشتر بیاموزید. سعی کنید شرایطی که مناسب رشد درختان خاص می شود را بشناسید، بررسی کنید که چرا درختی به سمتی خمیده شده و یا تغییر شکل داده است. اغلب درختان، برای فرار از باد و یا رسیدن به آب، خم می شوند و برگ ها همیشه به گونه ای رشد می کنند که از بیشترین نور آفتاب استفاده کنند. درختانی که به شکل گروهی در کنار هم می رویند، بسیار کشیده هستند، قامتی کشیده و ایستاده دارند و برگها و شاخه هایشان به سمت بالا است.

 

درختانی که دور از هم و پراکنده می رویند، شاخ و برگی انبوه دارند و شاخه هایشان بسیار پهن و گسترده است.

 

به آب و هوا و زمین و خاک نیز دقّت کنید زیرا بر رشد گیاهان اثر خواهند گذاشت. چرا برخی از تنه های درختان کشیده و برخی دیگر پیچ خورده اند؟ چرا برخی گونه ها صاف و مستقیم رشد می کنن؟ پاسخ این پرسشها را پیدا کنید و بدین گونه بینش و تصوّر لازم را برای تربیت یک بونسای به دست آورید.

با بررسی دقیق عکس ها و یا نمونه های زندۀ درختان بونسای، می توانید به وفور از آنچه دیگران انجام داده اند آگاه شوید. نه تنها این گونه تقلید ها جرم به حساب نمی آید، بلکه هم تازه کارها و هم متخصصین باید از این روش ارزشمند استفاده کنند. البته مانند اثر انگشت، هیچ دو درختی دقیقاً شبیه به هم نخواهند بود و با تقلید هم نمی توانید کپی یک درخت را درست کنید.

بهترین راه مطالعۀ بونسای این است که دیدی سه بعدی از بونسای داشته باشید و اگر می توانید به نمایشگاه ها و فروشگاه های مربوط به آن مراجعه کنید.

دو سال پیش، برای اوّلین بار در نزدیکی های عید نوروز در تهران به نوعی بونسای برخوردم که برای فروش وارد شده بود و مدتی نیز در بازار موجود بود. شاید این کار برای سال های دیگر هم تداوم یابد.

بسیاری از منابع و کتاب ها و سایت ها ممکن است عکس هایی از این درختچه ها داشته باشند، همین تصاویر گاهی به شما ایده هایی برای بونسای خودتان می دهد و در این سایت هم تا جایی که می توانیم از این تصاویر گنجانده ایم.

در تمام مراحل کار خود به یاد داشته باشید که کارهایی را که ما در اینجا به شما آموزش می دهیم را نباید عیناً انجام دهید و باید آن ها را با خلاقیت و فهم خودتان از مطلب، ادغام کنید. در ادامۀ مطلب قوانین و معیار های عمومی لازم و درست برای ایجاد یک بونسای عالی و زیبا را برای شما ارائه می کنیم. علاوه بر آن تجربل شما نیز کارآمد خواهد بود.

سبک های بونسای

عموماً بونسای را بر اساس اندازه، شکل و تعداد تنه هایی که از یک ریشه می رویند، تعداد درختانی که در یک بار کاشت رشد می کنند و نیز نوع پایه ای که برای گیاه انتخاب شده تقسیم بندی می کنند.

تقسیم بندی بر اساس اندازه

این حقیقت را در نظر داشته باشید که بونسای، ممکن است در هر جایی از چند سانتیمتر تا یک متر رشد کند. البته اسامی ژاپنی برای این گونه ها وجود دارد، امّا متخصصان بونسای، اسامی دیگری به آن ها داده اند.

تقسیم بندی بونسای بر اساس اندازۀ آن به شرح زیر است :

 

بونسای مینیاتوری : کمتر از 15 سانتیمتر

 

بونسای کوچک : از 15 تا 30 سانتیمتر

 

بونسای متوسط : از 30 تا 50 سانتیمتر

 

بونسای بزرگ : از 50 سانتیمتر به بالا

انتخاب اندازۀ مناسب برای بونسای شما بستگی به محل و نیز، نمایش آن دارد. شهر نشینان که معمولاً فضایی محدود دارند، دوست دارند که مجموعه ای از بونسای مینیاتوری و مثلاً دو بونسای کوچک را داشته باشند. کسانی که فضای بیشتری دارند می توانند گونه های بزرگتری را پرورش دهند. رایج ترین اندازۀ بونسای، گروه های کوچک از گونۀ متوسط هستند.

در واقع گونه های کوچک به علّت ظرافت، قابلیت کمتری برای ایجاد تغییرهایی که منجر به پیر نشان دادن گیاه می شود دارند و گونه های بزرگتر به دلیل وحشی تر بودن دشواری در نگهداری خواهند داشت.

شکل و حالت درخت

شیوۀ دیگر تقسیم بندی درختان بونسای، شکل و حالت درختان است. اکثر بونسای ها در پنج حالت زیر دسته بندی می شوند : عمودی متقارن (چوکان) – عمودی نامتقارن (مویرگی) – خمیده (شاکان) – نیمه افتاده (هان-کنگای) و افتاده (کنگای).

البته طبقه بندی های دیگری نیز وجود دارد که کمتر از آن ها استفاده می شود. برخی از آن ها یکی از انواع پنج حالت فوق هستند و برخی دیگر زمانی مشهور بودند و بعد ها به دست فراموشی سپرده شدند.

حالت های عمودی متقارن و نامتقارن رایجترین گونه ها هستند و برای تازه کاران نیز ساده ترین حالت خواهند بود، زیرا کمتر نیاز به دستکاری تنۀ درخت احساس می شود.

حالت عمودی متقارن دارای تنه ای کاملاً ایستاده و عمود بر زمین است که از آن می روید.

  

حالت نامتقارن معمولاً دارای انحنایی در تنه و کمی خمیدگی است، امّا نوک درخت درست در راستای محور روییدن است.

  

حالت خمیده دارای خمیدگی شدیدتری در تنه است و نوک درخت در راستای پایه نیست.

در این سه حالت، شاخه های درختان معمولاً طرح یک مثلث بی تناسب را دارند.

در حالت نیمه افتاده، تنۀ درخت کمی بالاتر از خاک رشد می کند و سپس تا نزدیکی خاک، به حالت افتاده در می آید و معمولاً از سطح بالای ظرف پایین تر نمی رود.

  

در حالت افتادۀ کامل، ابتدا درخت کمی به صورت عمودی رشد می کند و سپس ناگهان به سمت پایین تغییر جهت می دهد. در بارزترین حالت افتاده، نوک درخت به سمت پایه خمیده می شود و عمود بر خطی است که از تنه تا نوک امتداد می یابد.

 

بگذارید تا خود درخت شکلش را معیّن کند. مطالعات شما دربارۀ بونسای در طبیعت و انواع تربیت شدۀ آن، به شما کمک خواهد کرد که این روند را بهتر درک کنید.

یک درخت بلوط یا افرا به انسان ایدۀ یک بونسای عمودی یا خمیده را می دهد. برخی از درختان کاج و سایر گونه های برگ سوزنی به حالت های عمودی و ایستاده در می آیند. گونه هایی نیز به شکل افتاده حالت می گیرند، مثلاً درخت سرو به شکل افتاده در حالتی که گویا باد آن را خم کرده باشد، مناسب تر به نظر می رسد.

درختان پیچ، گل داوودی، یاسمن ستاره ای و برخی دیگر از گونه های گل دار، هنگامی که گل می دهند، مانند جسمی پوشیده از گل به نظر می آیند.  

تنۀ بونسای های مختلف ممکن است پیچیده و یا صاف باشد. تنۀ پیچیده، مانند تنۀ در حال مایل یا خمیده نیست، بلکه بیشتر مانند یک گروه پیچ خورده است؛ در برخی حالات نیز دو درخت با تنۀ نازک به هم پیچ می خورند.  

بونسای ها در حالت تنۀ پیچ خورده، تأثیر شگرفی بر تماشاگران می گذارند. در طبیعت تنه های پیچ خورده تحت تأثیر سالها آب و هوای سخت و شدید به وجود می آیند.

 

بادهای تند دائماً به آن ها صدمه می زنند و در برفهای سنگین فرو می روند. یک تنۀ پیچ خورده، به ویژه در درختان کوهستانی نظیر سرو کالیفرنیا و یا سرو گروهبان، مناسب به نظر می رسد. البته ایجاد چنین تنه هایی بسیار دشوار است و بهترین راه آن است که آموزش های لازم در این مورد را نزد شخص مجربی دیده باشید.

تنه های چندگانه  

تنه های چندگانه نوع دیگری از طبقه بندی بونسای هستند. معمولاً یک تنۀ محکم و اصلی بر سایرین برتری دارد و این از قدیم رسم بوده است.

برخی ویژگی های سبک چند تنه ای به شرح زیر است :

تنه ها باید در پایه، محل رویش درخت از زمین تقسیم شوند و نه بالاتر از آن و به شکل V قرار بگیرند و نه به شکل U که انحنا دارد. ارتفاع و ضخامت تنه ها باید کاملاً متفاوت باشد و درختها طوری کاشته شوند که یک تنه تقریباً در جلوی سایرین باشد. تنه ها نباید شکل بادبزن یا یک خط مستقیم را داشته باشند.

سبک دو تنه (سوکان)  

در این سبک، دو تنه معمولاً از یک ریشه می رویند و یک تنه از دیگری بزرگتر است. در این سبک باید سعی شود که همواره نسبت ها را بین دو تنه رعایت کنیم. یعنی اگر تنۀ بزرگتر دو برابر کلفت تر است، بایستی دو برابر هم کشیده تر باشد؛ دو تنه باید تقریباً روبروی هم باشند، تا به این شکل حسّ عمق را در بیننده به وجود آورند، ولی دقت کنید که دو تنه مستقیم و کاملاً روبروی هم نباشند.

اگر تنه ها انحنا دارند، این انحنا باید در یک جهت ایجاد شود و شاخه های تنۀ بزرگتر نباید روی تنۀ کوچکتر قرار گیرند و کلّاً شاخه های یک تنه نباید با دیگری تداخل داشته باشند.

اگر تنه ها خیلی نزدیک به هم برویند، باید شاخه های هر یک را به اندازۀ نصف درخت پرورش دهید، گویا این دو تنه یک درخت هستند.

سبک انبوه یا خوشه ای (کابوبوکی-کابوداچی)

در این سبک، یک تنه مجموعه ای از چند دسته تنه های بسیار کوچک را تشکیل می دهد و از آن، چند تنۀ دیگر می روید.

سبک الواری یا مستقیم (ایکادابوکی)

 

در این روش، ریشه ها یک برآمدگی خارج از خاک را تشکیل می دهند و از آن ها چند تنه می روید.

سبک موجی (نتسوناگاری)

  

در این سبک، درخت بسیار شبیه به سبک الواری است، با این تفاوت که ریشۀ واحدی دارد که در زیر خاک به شکل مارپیچ تاب می خورد، به همین سبب تنه ها در یک خط منحنی می رویند.

کاشتن گروهی (یوزه یو)

  

این نوع کاشتن، شامل درختانی می شود که هر یک ریشۀ مجزایی دارند. برای روش کاشت دو درختی، از رهنمون های ذکر شده برای سبک دو تنه ای ها استفاده کنید. اضافه کردن درختان بیشتر، به مراتب موفقیت آمیزتر از کاشت دو درخت است، به شرط آن که بتوان در یک نگاه این باور را به ذهن بیننده القا کرد که درختان زیادی کاشته شده و نمی توان همۀ آن ها را شمرد. برای اینکه بتوانید فضای یک جنگل را بازسازی کنید، باید حداقل پنج درخت را بکارید.

در این روش کاشت، باید در نظر داشته باشید که تأثیر عمومی درختان، به مراتب از مهم تر از زیبایی تک تک آن ها است و باید به کل دقت کنید و نه به جزء . یکی از درختان باید بزرگتر از سایرین باشد، نه برای جلب توجه و بلکه برای ایجاد نقطۀ کانونی.

(نقاط کانونی به نقاطی گفته می شود که چشم بیننده آن را مبدأ می گیرد و ناخودآگاه همه چیز در قاب تصویر را نسبت به آن نقطه می سنجد).

این در حالتی است که درختان کوچکتر در حاشیه دیده می شوند و نزدیک تر به نظر می رسند و به این صورت در چشم بیننده تأثیر یک جنگل ایجاد می شود. چون درختان مجزّا در یک گروه قرار می گیرند، کاشت آن ها به صورت یک جنگل به مراتب مطلوبتر خواهد بود، به ویژه برای درختانی که دارای نواقصی هستند که نمی توان آن ها را به طور مجزّا به نمایش گذاشت. فاصلۀ بین درختان نیز باید کاملاً فرق کند و هیچ دو درختی با فاصلۀ یکسان نسبت به هم پیدا نشوند.

در شیوۀ کاشت جنگلی، در نظر داشته باشید که نوع درختان باید یکسان و با عادات و نیازهای مشابه باشند.

طرح کلّی تمام درختان بر روی هم، باید خطوط کلّی یک مثلّث نامتقارن را تشکیل دهد. همچنین کاشت درختان نباید متقارن باشد و مثلاً درختان بزرگتر را در مرکز قرار ندهید. بهتر است آن ها را در لبه ها بکارید و یک فضای باز و محدود را در میان آن ها و بدون درخت بگذارید تا منظره ای شاعرانه بوجود آید. بری این که منظره ای دیدنی ایجاد کنید می توانید درختان بزرگتر را در جلو و درختان کوچکتر را در عقب بکارید.

برای اینکه یک نمای Close Up (نمای نزدیک) به وجود آورید می تواید برعکس کار فوق را انجام دهید، درختان کوچکتر را در جلو و بزرگتر ها را در عقب بکارید.

به دقت شاخه های بیرونی درختان را کنترل کنید زیرا شاخه های جلویی ردیف جلو و شاخه های عقبی ردیف پشت در واقع طرح کلّی مجموعۀ شما را تشکیل می دهند. شما می توانید شاخه هایی را که به سمت داخل می رویند هرس کنید.

منبع:ameli.i





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 اسفند 1388 توسط


درباره وبلاگ
جستجو
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
ابر برچسب ها
آمار سايت